
من از عمق وجودم و
من... از پس کوچه های روح و جانم
میخوام داشته باشم واز جوی های جاری قلبم
نور چشمای تو رو

نگاه اولت بر من اثر کرد
نگاه دومت عاشقترم کرد
نگاه سومت ديوانه ام کرد
نگاه چهارمت خاکسترم کرد
مــــرا در غــــربت فــــردا رهــــــا کـرد
دلـــــــم در حســــــرت دیــــدار او مــانـد
مــرا چشــــم انتـــظار کوچــه ها کـرد
به من می گفـت تنــهایی، غــریب اسـت
ببیــن با غــربتـش با من چــه ها کـرد
تمـــــــام هستــــی ام بـود و نـدانست
که در قلبــــــــم چه آشــوبی به پا کـرد
و او هـــرگز شکستنـــم را نفـهـمیــ

اگه کلمه دوست دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست
اگه کلمه دوست دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست
اگه کلمه دوست دارم پایان همه جدایی هاست
اگه کلمه دوست دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست
اگه کلمه دوست دارم کلید زندان من و توست
پس با تمام وجود فریاد میزنم
دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()
خوبی دیگه تموم شده
منم مثل خودت بدم
منم می خوام دروغ بگم
منم دو رنگی بلدم 
کاری به کارت ندارم
قصه من گلایه نیست
طعنه به تو نمی زنم
طعنه به ماجرا زدم



خوب می دونم که این روزها یکی دیگه کنارته![]()
مبارکه هم واسه تو هم واسه اون که یارته![]()





من از این پس به همه عشق جهان میخندم![]()
![]()
![]()
به هوس بازی این بی خبران میخندم![]()
![]()
![]()
هرکه ارد سخن از عشق به آن میخندد![]()
![]()
![]()
خنده من از گریه غمینگیزتر است![]()
![]()
![]()
کارم از گریه گذشته است من به آن میخندم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

خستگیمو زیره بارون هدیه کردم به جدایی
دل سپردم به تو ای عشق تو که هدیه خدایی
حالا نه خستگی دارم نه دیگه حراسی از شب
نه دیگه شیکایت از تو نه دیگه گلایه بر لب











![]()

![]()


گفته بودی واسه چشمام ازهمه دنیا بریدی
تو میگفتی عاشقونه منوبه دنیا نمیدی
اما رو چشمایی خیسم داغ تنهایی نشوندی
زدی آتیش به دلم منو از ریشه سوزندی

نه در قفس
عشق را دوست دارم 
نه در هوس 
تو را دوست دارم
تا آخرین نفس .!!
دوستت دارم


welcom
golzar_mir
بر شانه ام ای شاخه نیلوفرینم تکیه کن
تا غم بر تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

برای آرزوهایی که میمیرن
سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد
من ازین پس به همه عشق جهان میخندم
به هوس بازی این بی خبران میخندم
هرکه آرد سخن از عشق به آن میخندم
خنده من از گریه غمگین تر است
کارم از گریه گذشته است به آن میخندم

به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی
تک وتنها به تو می اندیشم
همه وقت وهمه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان تو بیا .........
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شب تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
اینک من که به پای تو در افتادم باز
ریسمانی کن از ان موی دراز
تو بگیر تو ببند تو بخواه...........


زندگی بی عشق
زندگی ايی ست متروکه
خيلی متروکه تر از يک جنازه
اگر تو را از دست بدهم


مطمئنا اين ذره ناچيز شادی را نيز از دست ميدهم
اصلا نميتوانم تصور کنم که تو را از دست بدهم
هر روز با خود می گويم:
اميد داشته باش به روزی که اتفاقی بيفتد!!!

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را
اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت :
غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب
مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد..؟؟؟












