دوست داشتن ازعشق بهتر است
گل را دوست دارم بخاطره زیبا بودنش
پروانه را دوست دارام بخاطره اینکه یار گل است
شمع را دوست دارم بخاطره اینکه یار پروانه است
و تو را بسیار بسیار دوست دارم بی آنکه بدانم چرا

((تو عبور از پل خراب جاده ها
روح من عشقی به رفتن نداره
تو سکوت خالی این دل من
دیگه هیچی جز تو جایی نداره))

دوستت دارم در يك روز بهاري زير بارش باران
در كنار رودي و منظره زيباتر از آن گل هاي
ياس و سفيد در بستر جنگل سبز و زندگي
در كنار تو باشم و دستانم را دور گردنت حلقه
كنم و سر در آغوشت نهانم تا قلبم آرام گيرد
و تو با دستان پر مهر و محبت نوازشم كني
و آن لحظه با صداي بلند فرياد بزنم كه
دوستت دارم

هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید
هر یک گل منت سد خوار می باید کشید
من به مرگ خود راضیم اما از بخت بدم
برای اجل نیز ناز می باید کشید


وقتی دلم می گیره یه گوشه ای می شینم
شعرای عاشقونه به یاد تو می خونم
از وقتی که تو رفتی تنهای تنها شدم
همدم تنهای یام شعرا و این ساز شدن
دستت دارم ![]()
![]()

عشق یـعـنی شـادی و ســـرزندگی عشق یــعنی مـنـتـهـای بـنــدگی
عشق یـعنی سـوخـتـن ،افــروخـتن شـیـــوه دریــا دلان آمــوخــتــن
عشق یـعنی سـوزش پـــروانه هـا شورش دل ،خون سرخ لاله ها
عشق یـعنی صـوت بـلبـل در بهـار خــنــده گـُل بــر فــراز شـاخسار
عشق یـعـنی وامـق و عَـذرا شـدن بهــر صــید دُر سوی در یا شدن
عشـق یـعـنی زنــدگــی را سـاختن دل بـه مـعــبــود گــرامــی باختن
عشـق یــعــنی در ره او ســربــدار عشق یـعنی لـحظه های بی قرار

عشق را چگونه می توان نوشت؟؟؟؟؟
در گذر این لحظات پرشتاب شبانه که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت دیگر حتی فرصت دروغ گفتن هم
نمانده.وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند:
من تو را....او را....کسی را.....
دوســــــــــــت دارم![]()

اگر دنیای ما سنگ است٬ بدان سنگینیه سنگ هم قشنگ است
اگر دنیای ما دنیای درد است٬ بدان عاشق شدن از بهر رنج است
اگر عاشق شدن پس یک گناه است٬دل عاشق شکستن صد گناه است
شکستم بی صدا یک بار دیگر٬خطا کردم من یک بار دیگر
دو چشم تو مرا از راه به در کرد٬ شکستم توبه را یک باردیگر
نام : گمنام ـــ شهرت آواره
شغل : عاشق ـــ نام پدر : پريشان
نام مادر : گريان ـــ نام خواهر : نگران
نام برادر : انتظارـــ نام دوست : بي خيال
محله : از ديار فراموش شده گان
درد :سكوت ـــ غزل : آه ـــ دبيرستان : عاشقان
جرم : به دنيا آمدن ـــ.محكوم : به زنده ماندن .بيكران
نشاني : شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبت ، خيابان آشنايي
چهار راه سرگردان كوچه عشق ، پلاك بيكران ، منزل چشم انتظار.

دوستت دارم در يك روز بهاري زير بارش باران
در كنار رودي و منظره زيباتر از آن گل هاي
ياس و سفيد در بستر جنگل سبز و زندگي
در كنار تو باشم و دستانم را دور گردنت حلقه
كنم و سر در آغوشت نهانم تا قلبم آرام گيرد
و تو با دستان پر مهر و محبت نوازشم كني
و آن لحظه با صداي بلند فرياد بزنم كه
دوستت دارم

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم
تو كيستي كه من از موج يك تبسم تو
بسان قايق سرگشته روي گردابم

نگاه من نگاه او
هوای سرد کوچه مون
پنجره ای که بسته است
نفس ، نفس ، تنفسم
اات
|
|

ميگي عاشق باروني ولي وقتي بارون مياد چتر مي گيري بالاي سرت
ميگي عاشق برفي ولي طاقت يك گوله برف رو نداري
ميگي عاشق گلهايي ولي به راحتي از شاخه جداشون مي كني
ميگي پرندها رو دوست داري ولي ميندازيشون تو قفس
انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقمي ؟

به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد
به ابر گفتم عشق چيست؟!بــاريــد
به باد گفتم عشق چيست ؟! وزيــد
به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد
به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد
به انسان گفتم عشق چيــــــــــست؟!
اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست!!!

چقدر دلم برای چشمات تنگه میشه ... وقتی که چشمامو میبندم و به عمق
چشمهای تو خیره میشم...
هنوزم منتظرم...................
به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد...
به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد...
به قلبت بیاموز که هر بی سر و پایی در ان جایی ندارد...
به دلت بیاموز که اگر روزی تنها ماند طلب عشق از هر بی سر و پایی نکند...
زمین از غصه میمیرد گل از باد زمستانی
شکوف شعر نا پیداست در این مرداب انسانی
همه جا سایه ی وحشت همه جا چشمه ی قدرت
گلوی هر قناری را بریدن از سر نفرت

تو نبودی و من با عشق نا اشنا بودم.....
تو نبودی و در نهان جانه دلم جایت خالی بود....
تو تو نبودی و باز به تو وفادار بودم....
تو نبودی و جز تو کس را به حریم قلبم راه نمیدم....