welcom
golzar_mir
بر شانه ام ای شاخه نیلوفرینم تکیه کن
تا غم بر تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

برای آرزوهایی که میمیرن
سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد
من ازین پس به همه عشق جهان میخندم
به هوس بازی این بی خبران میخندم
هرکه آرد سخن از عشق به آن میخندم
خنده من از گریه غمگین تر است
کارم از گریه گذشته است به آن میخندم

به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی
تک وتنها به تو می اندیشم
همه وقت وهمه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان تو بیا .........
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شب تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
اینک من که به پای تو در افتادم باز
ریسمانی کن از ان موی دراز
تو بگیر تو ببند تو بخواه...........
