من ازین پس به همه عشق جهان میخندم
به هوس بازی این بی خبران میخندم
هرکه آرد سخن از عشق به آن میخندم
خنده من از گریه غمگین تر است
کارم از گریه گذشته است به آن میخندم

به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی
تک وتنها به تو می اندیشم
همه وقت وهمه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان تو بیا .........
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شب تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
اینک من که به پای تو در افتادم باز
ریسمانی کن از ان موی دراز
تو بگیر تو ببند تو بخواه...........
