تبليغاتX
زندگی سرگذشت درگذشت ارزوهاست -

من از این پس به همه عشق جهان میخندم

به هوس بازی این بی خبران میخندم

هرکه ارد سخن از عشق به آن میخندد

خنده من از گریه غمینگیزتر  است

کارم از گریه گذشته است من به آن میخندم

خستگیمو زیره بارون          هدیه کردم به جدایی

دل سپردم به تو ای عشق         تو که هدیه خدایی

حالا نه خستگی دارم            نه دیگه حراسی از شب

نه دیگه شیکایت از تو           نه دیگه گلایه بر لب 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 19:20  توسط محمد ع  | 

 

*
*
*
*
*
*
*